خرید بک لینک


چکیده منابع مکتوب درباره دیشموک
لینک مقالات در مگیران
مقالات
تحلیل فضایی شاخص های توسعه آموزشی در مناطق شهری و روستایی کهگیلویه و بویراحمد. محمود اکبری* فصلنامه جغرافیا و آمایش شهری - منطقه ای، پیاپی 15 (تابستان 1394)، صص 69 -84.
اساس توسعه در هر کشوری بر آموزش استوار است و شاخص های توسعه آموزشی زمینه ساز دست یابی به توسعه پایدار انسانی محسوب می شوند. آموزش بالاتر، زمینه دست یابی به شغل بهتر، شرایط بهتر زندگی و انسانی تر کردن زندگی را فراهم می سازد و اجتماعی معقول تر و فضای متعادل تر را به ارمغان می آورد. از سویی توزیع بهینه شاخص های آموزشی زمینه دست یابی به سلامت، آسایش و زیبایی شهری را که مقدمات توسعه پایدار شهری هستند،فراهم می آورد. در پژوهش حاضر سعی شده است که به تحلیل فضایی نماگرهای آموزشی در یکی از محروم ترین استان های ایران؛ یعنی کهگیلویه و بویراحمد پرداخته شود. برای نیل به این مهم از 24 نماگر شهری و روستایی استفاده شده است. پژوهش سعی دارد به کمک روش های ضریب ویژگی و تکنیک مک گراناهان به تحلیل فضایی این نماگرها بپردازد. یافته های پژوهش با بهره گیری از روش تقسیم بر انحراف معیار نشان می دهد که یاسوج با شاخص ترکیبی 82.51 در رتبه اول، دهدشت با شاخص 47.54 و سی سخت با شاخص 45.89 در رتبه های دوم و سوم استان قرار گرفته اند. گچساران، چرام، بهمئی، باشت، مارگون، چاروسا، لوداب، دیشموک و لنده به ترتیب در مراتب چهارم تا دوازدهم استان قرار داشته اند.
ضریب ویژگی نشان می دهد که یاسوج با 49994.84 از نظر برخورداری از نماگرهای آموزشی در رتبه اول استان قرار گرفته است. دهدشت، گچساران، سی سخت، بهمئی، چرام، باشت، چاروسا، مارگون، لوداب، دیشموک و لنده به ترتیب در رتبه دوم تا دوازدهم قرار گرفته اند. نتایج پژوهش با بهره گیری از تکنیک مک گراناهان نشان از آن دارد که یاسوج با شاخص ترکیبی 4.892 در رتبه نخست استان قرار داشته است. دهدشت با شاخص ترکیبی 2.75 و سی سخت با شاخص ترکیبی 2.475 در رتبه های دوم و سوم استان قرار گرفته اند. گچساران، چرام، بهمئی، باشت، چاروسا، مارگون، لوداب، دیشموک و لنده به ترتیب در رتبه های بعدی قرار داشته اند.
کلید واژگان: تکنیک ضریب ویژگی، تکنیک مک گراناهان، کهگیلویه و بویر احمد

بررسی چندریختی رنگی و دوریختی جنسی جمعیت هایPelophylax ridibundus Sensulato (Ranidae: Anura) در غرب و جنوب غربی استان کهگیلویه و بویراحمد. بتول پورجعفری، فاطمه فخارزاده* فصلنامه محیط زیست جانوری، سال چهاردهم شماره 2 (تابستان 1401)، صص 147 -160
قورباغه مردابی ridibundus sensulato Pelophylax در خانواده Ranidae قرار دارد. در این مطالعه 56 نمونه از جمعیت های مناطق دیشموک، دهدشت و لیکک در تابستان و بهار 99-98 جمع آوری و مورد مطالعه ریخت شناسی و ریخت سنجی قرار گرفتند. در نمونه های جمع آوری شده هفت ریخت مختلف از این گونه شناسایی گردید. بیش ترین فراوانی متعلق به ریخت یک بود. بر اساس تحلیل های انجام شده، میانگین تمامی 15 صفت ریخت سنجی بررسی شده در نمونه های دیشموک بیش تر از مناطق دیگر ثبت شد. نتایج آزمون t-test نشان داد که دو ریختی جنسی در جمعیت های مورد مطالعه وجود دارد. براساس آزمون آنالیز واریانس تفاوت بین گروه ها در هر دو جنس نر و ماده معنی دار بود و جدایی بین جمعیت نرها در تمامی صفات به جز قطر افقی چشم و در ماده ها نیز در همه صفات مشاهده شد. هم چنین نتایج تحلیل های آماری نشان داد که دیشموک تا حدودی از دو منطقه دیگر متفاوت بوده که می تواند به شرایط جغرافیایی متفاوت و ارتفاع بالاتر این منطقه مرتبط باشد. هر دو تابع در تحلیل ممیزی معنی دار بودند. در مجموع در نرها 84 درصد و درماده ها 87/1 درصد از نمونه ها به طور صحیح در گروه خود قرار گرفتند.
کلید واژگان: قورباغه آبی، ریخت، تحلیل های آماری، آزمونt، تنوع رنگی، کمپلکس گونه ای

مقایسه تنوع پوشش گیاهی مراتع در دو منطقه قرق و چرا در مراتع کوهستانی زاگرس مرکزی / مطالعه موردی: منطقه دیشموک در استان کهگیلویه و بویر احمد. اسفندیار جهانتاب، عادل سپهری، بهاره حنفی، سیده زهرا میردیلمی. فصلنامه تحقیقات مرتع و بیابان ایران، سال هفدهم شماره 2 (پیاپی 39، تابستان 1389)، صص 292 -300
مطالعات اختلاف تنوع پوشش گیاهی مراتع تحت شرایط قرق و چرا در بهبود وضعیت مدیریتی رویشگاه های مرتعی از اهمیت ویژه ای برخوردار است. به همین منظور در این مطالعه بررسی تاثیر قرق در تغییرات تنوع پوشش گیاهی مرتع تحت شرایط چرا و حفاظت از چرا در منطقه دیشموک (کوه های دل افروز) در استان کهگیلویه و بویراحمد مورد توجه قرار گرفت. بطوری که نمونه برداری در دو منطقه قرق و چرا به طور تصادفی سیستماتیک با استقرار 6 ترانسکت انجام گردید. 220 پلات 2*2 متر مربعی (هر 10 متر یک پلات) در امتداد آن در هر یک از مناطق برداشت شد. درصد پوشش تاجی گیاهی به تفکیک گونه و کل برآورد گردید. میزان تنوع، غنا و یکنواختی در مناطق قرق شده و خارج از قرق با استفاده از شاخص های تنوع شانون- وینر، سیمپسون، برگر پارکر و مک اینتاش محاسبه گردید. نتایج بدست آمده از تجزیه و تحلیل داده های فراوانی گونه ها در دو عرصه، نشان داد که عرصه قرق در تمامی شاخص های عددی از نظر غنا، یکنواختی و تنوع گونه ای بیشتر از عرصه تحت چرا بود. همچنین نتایج آزمون آماری معنی دار بودن تفاوت در دو عرصه را براساس شاخص شانون نشان داد.
کلید واژگان: قرق، تنوع گونه ای، غنای گونه ای، زاگرس مرکزی، منطقه دیشموک، کهگیلویه و بویراحمد

تعیین الگوی پراکنش گونه های گیاهی غالب مراتع کوهستانی زاگرس مرکزی (مطالعه موردی: منطقه دیشموک در استان کهگیلویه و بویراحمد). اسفندیار جهانتاب، یاسر قاسمی آریان، عادل سپهری، بهاره حنفی، عنایت الله یزدان پناه. فصلنامه تحقیقات مرتع و بیابان ایران، سال نوزدهم شماره 3 (پیاپی 48، پاییز 1391)، ص 482
آگاهی از الگوی پراکنش مکانی گیاهان در هر منطقه از مقدمات و ضروریات اندازه گیری و بررسی پوشش گیاهیست که در تعیین روش مدیریت نقش به سزایی دارد. به منظور تعیین الگوی پراکنش 3 گونه Artemisia aucheri، Kelussia odoratissima و Prangos ferulaceae از گونه های غالب منطقه دیشموک در شمال غرب استان کهگیلویه و بویر احمد، 100 پلات 2*2 مترمربعی در امتداد 6 ترانسکت 100 متری به طور تصادفی مستقر شد و تعداد پایه های گیاهی مورد نظر در هر پلات شمارش گردید. با استفاده از این اطلاعات، مناسبترین و دقیق ترین شاخصهای کوادراتی پراکنش (شاخص گرین و شاخص موریسیتای استاندارد) محاسبه شدند. نتایج نشان داد که الگوی پراکنش گونه های Kelussia odoratissima وPrangos ferulaceae تصادفی با گرایش به حالت کپه ای خفیف تا متراکم است و الگوی پراکنش گونه Artemisia aucheri به صورت یکنواخت تا تصادفی با گرایش کپه ای بسیار خفیف است.
کلید واژگان: الگوی پراکنش، شاخصهای کوادراتی، زاگرس مرکزی

پایش و پهنه بندی خشکسالی با استفاده از مقایسه شاخص های SPI ،ZSI ،CZI و MCZI (مطالعه موردی: استان کهگیلویه و بویراحمد). محمدتقی آوند*، مجتبی دولت کردستانی. مجله ترویج و توسعه آبخیزداری، پیاپی 27 (زمستان 1398)، صص 10 -21
در سال های اخیر به علت افزایش فراوانی خشکسالی‎ها در مناطق خشک و نیمه خشک کشور سطح آب دریاچه ها به طور چشمگیری کاهش یافته و افزون بر آسیب های زیست محیطی، بخش های اقتصادی و اجتماعی جامعه را نیز با چالش روبه رو کرده است. در این پژوهش، با استفاده از داده های بارندگی ماهانه و سالانه 5 ایستگاه سینوپتیک (یاسوج، گچساران، دهدشت، سی سخت و لیکک) و 2 ایستگاه باران سنجی (مارگون و دیشموک) وابسته به سازمان هواشناسی استان کهگیلویه و بویراحمد، وقایع خشکسالی با استفاده از نمایه های: شاخص بارش استاندارد (SPI)، شاخص Z چینی (CZI)، شاخص Z چینی اصلاح شده (MCZI) و عدد شاخص (ZSI) Z، تعیین شد. نتایج حاصل از مقایسه مقدار ضریب تعیین (R2) نشان داد که شاخص هایZSI ، SPI و CZI در تمام ایستگاه ها روند مشابهی دارند و هم چنین منحنی های مربوط به این سه شاخص در تمام ایستگاه ها تقریبا برهم منطبق بودند و همبستگی بسیار خوبی به صورت دو به دو بین آن ها مشاهده شد که برای شاخص MCZI این گونه نبود. سپس نقشه‎های هم مدت و هم شدت خشکسالی (پهنه بندی خشکسالی) به منظور تعیین مناطق مستعد خشکسالی و هم چنین پیش بینی وضعیت آینده بر اساس هر چهار شاخص مذکور و به وسیله نرم افزار ArcMap برای دوره سالانه رسم شد.
کلید واژگان: بارندگی ماهانه، همبستگی، خشکسالی هواشناسی، شاخص خشکسالی، آب های سطحی

آسیب شناسی اثرات توسعه مشاغل خانگی در مناطق روستایی (مطالعه موردی: روستاهای بخش دیشموک شهرستان کهگیلویه). محمود رضا میرلطفی، سید امیر محمد علوی زاده، یوسف بدخش. مجله پژوهش و برنامه ریزی روستایی، سال سوم شماره 1 (پیاپی 5، بهار 1393)، ص 1
لینک مقاله
هدف
امروزه کسب وکارهای خانگی راهکاری مهم برای ایجاد اشتغال و درآمد محسوب می گردند. قابلیت انجام این نوع کسب وکار در منزل سبب ایجاد مزایای بسیاری برای شاغلان آن ها می شود. هدف اصلی از نگارش این مقاله آسیب-شناسی اثرات توسعه مشاغل خانگی در مناطق روستایی بخش دیشموک و همچنین، شناسایی اصلی ترین انگیزه ها در گرایش افراد به سمت کسب وکارهای خانگی است.
روش
روش تحقیق در این پژوهش توصیفی تحلیلی، مبتنی بر مطالعات کتابخانه ای و بررسی های میدانی است که اطلاعات با استفاده از پرسشنامه گردآوری شدند و به وسیله نرم افزار SPSSتجزیه وتحلیل گردیدند. جامعه آماری روستاهای 25 خانوار به بالا بودند که 35 روستا به عنوان جامعه نمونه انتخاب شد و در این روستاها 100 پرسشنامه به-صورت تصادفی بین کسانی که دارای مشاغل خانگی بودند، پخش شد.
یافته ها
براساس نتایج حاصل، در سطح اطمینان 95% فرض برابری میزان اهمیت همه مشکلات و چالش های دوازده-گانه از دیدگاه پاسخ گویان رد می شود. مشکلات و چالش های موردآزمون (ازنظر پاسخ گویان) با درجات متفاوتی درجهت تضعیف توسعه مشاغل خانگی موثر هستند. مشکل خرید ارزان محصولات با میانگین 88/4 دارای بیشترین تاثیر است و حمایت نکردن مسوولان و نبود حمایت مالی به ترتیب با میانگین های 81/4 و 59/4 در رتبه های بعدی بودند و کمترین تاثیر از دیدگاه پاسخ گویان مربوط به موانع قانونی با میانگین 56/1 بوده است.
اصالت و ارزش: کسب وکارهای خانگی راهکاری مهم برای ایجاد اشتغال و درآمد محسوب می گردند. قابلیت انجام این نوع کسب وکار در منزل سبب ایجاد مزایای بسیاری برای شاغلان آن ها می شود که ازجمله می توان به ایجاد توازن بین مسوولیت خانوادگی زنان و اشتغال آنان، حذف هزینه های مربوط به خرید، رهن و اجاره کارگاه و رفت وآمد، استفاده از نیروی کار سایر اعضای خانواده و ایجاد زمینه های کار خانوادگی، امکان انتقال تجارب ازطریق آموزش غیررسمی به شیوه استاد- شاگردی بین اعضای خانواده و... اشاره نمود.
کلید واژگان: آسیب شناسی، مشاغل خانگی، توسعه روستایی، دیشموک، کهگیلویه

بررسی میزان مشارکت عشایر بخش دیشموک، در طرح های توسعه روستایی. حجت ورمزیاری، سیدمحمود حسینی. نشریه جغرافیا و برنامه ریزی محیطی، سال بیستم شماره 3 (پیاپی 35، پاییز 1388)، صص 101 -118
لینک مقاله
امروزه با توجه به شرایط خاص کشورهای در حال توسعه و نرخ فزاینده شهرنشینی و مشکلات ناشی از آن، توسعه روستایی از اهمیت مضاعفی برخوردار است. توسعه روستایی، راهبردی است که درنهایت به افزایش اعتماد به نفس، خلاقیت و در یک مفهوم، توانمندسازی روستانشینان، به خصوص قشر محروم و فقیر منجر می شود. تحقیق حاضر به بررسی میزان مشارکت پذیری عشایر نیمه کوچ نشین بخش دیشموک، از توابع شهرستان دهدشت، استان کهکیلویه و بویراحمد، در پروژه های توسعه ای و چالش های موجود پرداخته است. پژوهش از نوع کیفی بوده و با استفاده از روش نظریه بنیانی و تکنیک ارزیابی سریع روستایی انجام شده است. ابزار جمع آوری اطلاعات، مشاهده و مصاحبه نیمه ساختار یافته است. پایایی تحقیق با استفاده از طریق یادداشت برداری نکات مهم مصاحبه و برقراری تعامل مطلوب با مصاحبه شونده و روایی آن از طریق استراتژی «بازخور مشارکت کننده» تامین گردید. همچنین از استراتژی مثلث سازی به منظور افزایش روایی و پایایی استفاده شد. اعضای نمونه به روش نمونه گیری هدفمند تصادفی انتخاب شد. در مجموع، نه روستا از سه دهستان مطالعه گردید. بر اساس یافته های پژوهش، برخلاف تصور قبلی محقق، روستاییان از رغبت و انگیزه بالایی برای مشارکت برخوردار بودند؛ اگرچه از نظر مالی به شدت در تنگنا قرار داشتند. خرید و اعطای زمین به دولت برای ساخت مدرسه و انجام کارهای ساختمانی آن به طور رایگان، مشارکت در احداث جاده و غیره، از جمله مهمترین نمودهای مشارکت روستایی در روستاهای مورد مطالعه به شمار می رفت. با وجود مشارکت پذیری بالای مردم، بستر مساعد برای همیاری داوطلبانه و پایدار آنان در کشاورزی و سایر پروژه های فقرزدایی فراهم نگردیده بود. علت عمده این مساله نبود تشکل های محلی توانمندساز، از قبیل CBOs و NGOs و نیز مرکز ترویج و خدمات جهاد کشاورزی بود. پیشنهاد می شود به منظور ایجاد محیط توانمندساز، نهادهای محلی، به خصوص مرکز ترویج و خدمات جهادکشاورزی در منطقه تاسیس و تقویت شوند.
کلید واژگان: مشارکت، CBOs، نظریه بنیانی، توسعه روستایی

تحلیل فضایی وضعیت مسکن روستایی در استان کهگیلویه و بویراحمد. سید اسکندر صیدایی، صدیقه کیانی، زهرا سلطانی. فصلنامه پژوهشهای روستایی، پیاپی 2 (تابستان 1389)، ص 49
انسان و محیط پیرامون آن در مقیاس های خرد و کلان در ارتباط و تاثیرگذاری متقابل هستند و ضمن بهره جویی از قدرت تطابق با شرایط محیطی، در تلاش دائمی برای شکل دهی و اصلاح محیط پیرامون خود است که یکی از نمودهای این اصلاح و تغییر در مسکن آشکار می شود. متغیرها و پارامترهای گوناگونی در تعیین وضعیت توسعه مسکن یک منطقه دخالت دارندکه مقایسه جداگانه هر متغیر، جایگاه آن را مشخص می کند. لذا در بررسی حاضر با بهره گیری از آمار سرشماری عمومی نفوس و مسکن سال 1385 استان کهگیلویه و بویراحمد، تعداد 53 متغیرکه به 23 شاخص تقلیل یافته، مورد مطالعه قرار گرفته، سپس متغیرهای مورد مطالعه با روش تحلیل عاملی کاهش یافته و به صورت ترکیبی در عوامل معنی دار ارائه گردیده است. پس از آن درصد سهم هر عامل در وضعیت مسکن تعیین گردید. سپس جهت سطح بندی شهرستانها و تعیین شهرستانهای همگن با استفاده از روش آماری تحلیل خوشه ایطبقه بندی صورت گرفته وشهرستانها در سه خوشه سطح بندی گردیده است.نتیجه حاصل از تحلیل به کار رفته نشان می دهد که بخش مرکزی بویراحمد به تنهایی دریک سطح، بخشهای پاتاوه، مرکزی گچساران و مرکزی کهگیلویه در سطح دیگر و بخشهای کبگیان، مرکزی بهمئی، لنده، مرکزی دنا، سرفاریاب، چرام، باشت، لوداب، دیشموک، چاروسا، بهمئی گرمسیری و مارگون در سطح همگن بعدی قرار گرفته است.در نهایت با استفاده از نرم افزار سیستم اطلاعات جغرافیایی(ARC GIS) نتیجه حاصل از سطح بندی بخش ها، به صورت نقشه فضایی وضعیت توسعه مسکن روستایی استان نمایش داده شده و جایگاه هر یک از بخش های استان کهگیلویه و بویر احمد در وضعیت توسعه مسکن روستایی استان مشخص گردیده است.
کلید واژگان: تحلیل خوشه ای، تحلیل عاملی، سیستم اطلاعات جغرافیایی، کهگیلویه و بویر احمد

تعیین آلودگی سالمونلایی تخم مرغ های بومی استان کهگیلویه و بویراحمد با استفاده از تکنیک PCR و ارزیابی مقاومت دارویی. مهدی منادی*، محمد کارگر، اصغر نقیها، رضا محمدی. نشریه ارمغان دانش، سال نوزدهم شماره 2 (پیاپی 85، اردیبهشت 1393)، ص 128
زمینه و هدف
بیماری های منتقل شده از راه غذا، یکی از مشکلات اصلی بهداشتی و اقتصادی در بین کشورهای صنعتی و غیرصنعتی می باشند. هدف از این مطالعه تعیین آلودگی سالمونلایی تخم مرغ های بومی استان کهگیلویه و بویراحمد به روش PCR و ارزیابی مقاومت دارویی آنها بود.
روش بررسی
این مطالعه مقطعی- توصیفی بر روی 210 عدد تخم مرغ بومی جمع آوری شده از استان کهگیلویه و بویراحمد انجام شد. آزمایش های بیوشیمایی برای تعیین هویت باکتری های جدا شده انجام شد. باکتری هایی که دارای واکنش های مشکوک به سالمونلا بودند به وسیله آزمایش PCR با پرایمر اختصاصی ژن invA بررسی شدند. داده ها با آزمون های آماری فیشر و مجذور کای تجزیه و تحلیل شدند.
یافته ها
تعداد 14 عدد از تخم مرغ ها (66/6 درصد) آلوده به جنس سالمونلا بودند. بیشترین آلودگی مربوط به منطقه دهدشت و کمترینی آلودگی مربوط به مناطق چاروسا، دیشموک، لنده و باشت بود. ارتباط معنی داری بین نوع و میزان آلودگی و منطقه مورد نظر وجود نداشت. در بررسی مقاومت آنتی بیوتیکی بیشترین مقاومت به پنی سیلین(100 درصد) وجود داشت.
نتیجه گیری
عوامل میکروبی از جمله سالمونلاها می توانند موجب فساد مواد غذایی و بروز بیماری شوند. جهت پرهیز از ایجاد مقاومت در سالمونلا توصیه می شود از مصرف بی رویه آنتی بیوتیک در دامداری ها و مرغداری ها اجتناب نمود.
کلید واژگان: سالمونلا، تخم مرغ، مقاومت دارویی


تغییرات شاخص های پوشش گیاهی تحت عملیات احیایی قرق در مراتع کوهستانی زاگرس مرکزی (مطالعه موردی: منطقه دیشموک در استان کهگیلویه و بویراحمد). پرویز غلامی، اسفندیار جهانتاب *، بختیار فتاحی. نشریه حفاظت زیست بوم گیاهان، پیاپی 2 (تابستان 1392)، صص 1 -14
امروزه، اجرای عملیات احیاء به علت وجود تخریب در اکوسیستم های مرتعی ضروری به نظر می رسد. درک فرآیندهای اکولوژیکی ناشی از این عملیات و بررسی میزان موفقیت احیایی آنها بسیار اهمیت دارد. این مطالعه به بررسی اثر عملیات احیایی قرق بر پوشش گیاهی در منطقه دیشموک (کوه های دل افروز) در استان کهگیلویه و بویراحمد، پرداخته است. نمونه برداری در دو منطقه احیایی قرق و شاهد به طور تصادفی سیستماتیک با استقرار 12 ترانسکت انجام گردید. 440 پلات 2×2 متر مربعی (هر 10 متر یک پلات) در امتداد ترانسکت ها برداشت شد. درصد تاج پوشش گیاهی به تفکیک هر گونه برآورد گردید. داده های پوشش گیاهی برای ارزیابی پاسخ گونه های گیاهی و صفات کارکردی به اجرای عملیات احیایی قرق و شاهد مورد آنالیز قرار گرفتند. برای ارزیابی اثرات اجرای عملیات احیایی قرق بر کل گونه های پوشش گیاهی از آنالیزهای چند متغیره استفاده شد. نتایج، حضور 15 گونه مشترک بین مناطق احیایی قرق و شاهد، 21 گونه منحصر به منطقه احیایی و 12 گونه منحصر به منطقه ی شاهد را نشان داد. 13 گونه گیاهی برخی از صفات عملکردی، پاسخ های معنی داری به عملیات احیایی قرق نشان دادند. کلیه شاخص های تنوع و غنای محاسبه شده در منطقه احیایی قرق به طور معنی داری بیشتر از منطقه شاهد بودند. آنالیز RDA نشان داد که ترکیب گیاهی منطقه تحت تاثیر عملیات احیایی قرق بوده است به طوری که گونه های مهم و ارزشمند مرتعی، بیش ترین پاسخ را به عملیات احیایی قرق در منطقه داده اند. به طورکلی قرق انجام شده در منطقه تاثیر مثبتی بر شاخص های پوشش گیاهی داشته است.
کلید واژگان: تنوع زیستی، احیاء اکولوژیک، قرق، زاگرس مرکزی

ارزیابی تغییرات فیتوشیمیایی، مورفولوژیک و فعالیت آنتی اکسیدانی جمعیت های گیاه بیلهر (Dorema aucheri) کشت شده در محیط های مختلف. ابوالقاسم اکبریان، مهدی رحیم ملک *، محمدرضا سبزعلیان، قدرت الله سعیدی. نشریه گیاهان دارویی، پیاپی 62 (بهار 1396)، صص 120 -135
مقدمه
بیلهر یا کندل کوهی با نام علمی Dorema aucheri متعلق به تیره چتریان و از جمله گیاهان دارویی انحصاری ایران می باشد. با توجه به خطر انقراض این گونه ارزشمند گیاهی تاکنون بررسی جامعی بر روی اثر ویژگی های اقلیمی بر صفات مختلف در جمعیت های گیاه بیلهر در مناطق مختلف جغرافیایی انجام نگرفته است.
هدف
بررسی تغییرات صفات مورفولوژیک، فیتوشیمیایی و فعالیت آنتی اکسیدانی در جمعیت های بیلهر کشت شده در محیط های مختلف بود.
روش بررسی
این تحقیق در قالب طرح آزمایشی بلوک کامل تصادفی در سه تکرار در نیمه دوم آبان ماه 1393 در سه منطقه مختلف آب و هوایی اجرا شد. محتوای تام فنلی و فلاونوئیدی گیاه به روش رنگ سنجی اندازه گیری شد. فعالیت آنتی اکسیدانی گیاه به دو روش روبش رادیکال های آزاد DPPH و قدرت احیاکنندگی آهن (FTC) اندازه گیری شد و اسانس با روش تقطیر با آب به دست آمد. برای بررسی اثر عوامل محیطی بر صفات فیتوشیمیایی از تجزیه همبستگی کانونیک (CCA) استفاده شد.
نتایج
نتایج حاکی از آن بود که صفات مورد بررسی بین جمعیت ها و مکان های مختلف از نظر آماری تفاوت معنی داری داشتند. از لحاظ درصد اسانس و محتوای ترکیبات فنولیک، جمعیت گرگو در محیط کشت مارگون و جمعیت دیشموک در شرایط اصفهان به ترتیب بیشترین و کمترین میزان را نشان دادند.
نتیجه گیری
جمعیت گرگو عملکرد بهتری از لحاظ صفات فیتوشیمیایی و بیشتر صفات مورفولوژیک در کلیه مناطق مورد بررسی از خود نشان داد که پیشنهاد می شود در زمینه اهلی سازی این جمعیت گیاهی مطالعه بیشتری انجام شود.
کلید واژگان: Dorema aucheri، آنتی اکسیدان، ترکیبات فنولیک، صفات مورفولوژیک، عوامل اقلیمی

تحلیل و ارزیابی شاخصهای عمران شهری در ایران مطالعه موردی: شهرهای استان کهگیلویه و بویراحمد. محمود اکبری. مجله جغرافیا و توسعه، پیاپی 67 (تابستان 1401)، صص 87 -101
توزیع فضایی منصفانه خدمات و زیرساخت های عمران شهری یکی از مهمترین نشانه های عدالت اجتماعی در شهرهای مختلف به شمار می آید. در این پژوهش شاخص های عمران شهری و شاخص های مرتبط با خدمات شهری در شهرهای استان کهگیلویه و بویراحمد مورد بررسی و ارزیابی قرار گرفته است. داده های مورد نیاز پژوهش از طریق سالنامه های آماری و سرشماری های عمومی نفوس و مسکن استان کهگیلویه و بویراحمد جمع آوری شده است. با استفاده از شاخص انتخاب ارجحیت (PSI) نابرابری های بین شهرهای هفده گانه استان مورد تحلیل قرار گرفته است. با استفاده از وزن به دست آمده در ادامه ماتریس نرمال وزنی شاخص های مورد بررسی طراحی شده است. میزان امتیاز شاخص انتخاب ارجحیت برای شهرهای مورد بررسی استان محاسبه شده است. بیشترین امتیاز شاخص انتخاب ارجحیت به شهر یاسوج اختصاص یافته است و شهر دوگنبدان با میزان امتیاز (0.62886) و شهر دهدشت با میزان امتیاز (0.36086) در رتبه های دوم و سوم قرار دارند. شهر چیتاب با کسب امتیاز (0.02137) در رتبه هفدهم و رتبه آخر قرار گرفته است. با استفاده از شاخص انتخاب ارجحیت به سطح بندی شهرهای استان کهگیلویه و بویراحمد از منظر دسترسی به خدمات عمران شهری در چهار سطح مبادرت شده است. شهرهای یاسوج، دوگنبدان و دهدشت در سطح اول قرار دارند. در سطح دوم شهرهای سی سخت و چرام قرار گرفته اند. شهرهای باشت، لنده، مارگون و لیکک در سطح سوم قرار دارند. نهایتا در سطح چهارم شهرهای سوق، قلعه رییسی، مادوان، پاتاوه، سرفاریاب، لوداب، دیشموک و چیتاب قرار گرفته اند.
کلید واژگان: عمران شهری، شاخص انتخاب ارجحیت، استان کهگیلویه و بویراحمد

تحلیل و گونه شناسی آثار باستانی منطقه کهگیلویه. احمد آزادی*. نشریه پژوهش های باستان شناسی ایران، پیاپی 27 (زمستان 1399)، صص 7 -28
در این مقاله آگاهی هایی کلی در مورد گونه شناسی انواع محوطه های باستانی منطقه کهگیلویه ارایه شده که در نتیجه فصل های دوم و سوم بررسی های باستان شناختی این منطقه شناسایی شده اند. این بررسی ها در محدوده ای به وسعت حدود 3000 کیلومتر مربع، در بخش های چرام، قلعه رییسی و مناطقی از دیشموک و لنده انجام گردید و هدف اصلی آن، شناسایی آثار باستانی منطقه بود. در این مقاله با رویکرد توصیفی-تحلیلی، کوشش شده به پرسش هایی مانند: ماهیت محوطه ها باستانی منطقه کهگیلویه، ویژگی های مختلف این محوطه ها و بسترهای شکل گیری آن ها در چشم انداز زمین ریخت شناسی منطقه پاسخ داده شود. باتوجه به کوهستانی بودن منطقه بررسی، یکی از فرضیه ها این بود که احتمالا در جستجوی محوطه های دوران پیش ازتاریخ با استقرارهای چند دوره ای مواجه نباشیم و احتمالا غارها، پناهگاه های صخره ای و محوطه های باز، مهم ترین محوطه ها این دوران خواهند بود. با توجه به سبک زندگی نیمه یکجانشینی در این منطقه تا چند دهه پیش، یکی دیگر از فرضیه های این بود که در کنار شناسایی محوطه های دیگر، با شمار قابل توجهی از محوطه های با ماهیت نیمه کوچ نشینی مواجه باشیم. رویکرد بررسی به صورت گسترده و تااندازه ای فشرده و مبنای سرپرست برای بررسی، نقشه های توپوگرافی به مقیاس 25000/1 برای به دست آوردن درکی کلی از وضعیت جغرافیایی منطقه بود. در پایان این بررسی ها، در مجموع شمار 374 اثر از دوره پارینه سنگی میانه تا اواخر دوره قاجار و اوایل دوره پهلوی شناسایی و بررسی شد. به طورکلی، می توان انواع آثار شناسایی شده را به 15 گروه به این ترتیب دسته بندی نمود: محوطه ها، تپه ها، غارها، پناهگاه های صخره ای، بناهای عام المنفعه، بردگوری ها، خانه های اربابی دارای استحکامات، بناهای مذهبی، دژهای کوهستانی، گورستان ها، راه های سنگ فرش، کانال های انتقال آب، سنگ آب ها، سنگ نبشته ها و سنگرها. مهم ترین آثار شناسایی شده از دوره پیش ازتاریخ، شامل: محوطه های باز، اشکفت ها و پناهگاه های صخره ای است؛ ازجمله: محوطه کم کنک، اشکفت سیاه، پناهگاه های صخره ای قافله به 1 تا 3 و پناهگاه صخره ای و اشکفت کبگی که شواهدی از دوره های پارینه سنگی میانه، فراپارینه سنگی و احتمالا آغاز نوسنگی را به دست می دهند. آثار دوران تاریخی شامل برخی از محوطه های با معماری سنگی، بردگوری ها و گورستان ها است. باتوجه به شیوه زندگی نیمه یک جانشینی امروزی مردمان منطقه کهگیلویه، قابل پیش بینی بود که بیشتر محوطه های شناسایی شده، از نوع کوچ نشینی باشند. شمار زیادی از این محوطه ها مربوط به دوران اسلامی است که به احتمال قوی، با رونق شهر قدیم دهدشت در سده های میانه و متاخر اسلامی و نواحی اقماری پیرامون آن ارتباط دارد.
کلید واژگان: کهگیلویه، بررسی باستان شناسی، گونه شناسی آثار باستانی

ذوب قرنیه، عارضه چشمی آرتریت روماتوئید/ بهره مندی 10 هزار نفر؛ از خدمات تیم پزشکی نوآوران سلامت در دیشموک. ماهنامه کاوشگر، پیاپی 101-102 (فروردین و اردیبهشت 1393)، ص 16
اثر دوره رشد بر ارزش غذایی دو گونه مرتعی بیلهر (Dorema aucheri Boiss.) و کرفس کوهی (Kelussia odoratissima Mozaff.) در مراتع ییلاقی دیشموک (استان کهگیلویه و بویراحمد). خدیجه کرمی بی زلیخایی*، محمد ساغری، مسلم باشتنی، ذبیح الله محمدی. نشریه پژوهش های آبخیزداری، پیاپی 104 (پاییز 1393)، صص 204 -211
به منظور بررسی اثر مرحله رشد بر ارزش غذایی دو گونه مرتعی کرفس کوهی (Kelussia odoratissima Mozaff) و بیلهر (aucheri Boiss Dorema) در مراتع ییلاقی شهرستان کهگیلویه، نمونه برداری در سه مرحله ی رشد رویشی، گلدهی و بذردهی انجام گرفت و در شرایط سایه، خشک و آسیاب شدند و ترکیبات شیمیایی آن ها شامل پروتئین خام (CP)، چربی خام (EE)، خاکستر (Ash)، فسفر(P)، کلسیم (Ca)مقدار الیاف نامحلول در شوینده خنثی ((NDF، مقدار الیاف نامحلول در شوینده اسیدی(ADF) در آزمایشگاه اندازه گیری و قابلیت هضم ماده ی خشک (DMD) و انرژی متابولیسمی (ME) محاسبه گردیدند. برای مقایسه میانگین ها از تجزیه ی واریانس و آزمون توکی استفاده شد. نتایج نشان داد که ارزش غذایی علوفه هر دو گونه در مرحله رشد رویشی بیشتر از مراحل دیگراست. همچنین دوگونه از نظر پروتئین خام، خاکستر، فسفر، کلسیم، قابلیت هضم پذیری، انرژی متابولیسمی، مقدار الیاف نامحلول در شوینده خنثی، مقدار الیاف نامحلول در شوینده اسیدی در سه مرحله فنولوژی دارای تفاوت معنی داری (0.05 ≤P) با یکدیگر بودند. نتایج این تحقیق نشان داد که ارزش غذایی گونه کرفس کوهی بیشتر از گونه بیلهر می باشد.
کلید واژگان: ارزش غذایی، کرفس کوهی Kelussia odoratissima Mozaff، بیلهرDorema aucheri Boiss، شهرستان کهگیلویه، مراحل فنولوژی

کتابها:
فرشتگان خاکی: (مجموعه خاطراتی پیرامون شخصیت شهدای شهر دیشموک)/ نویسنده حمید برومند؛ [برای] سپاه فتح استان کهگیلویه و بویراحمد . تهران: انتشارات آناپنا‏‫، ۱۳۹۷. ‏‫۱۲۷ ص.: مصور ، عکس
لینک کتاب
کتاب حاضر، دربردارنده عکس و دست‌نوشته‌هاي چهار شهيد گران‌قدر شهر ديشموک در استان کهگيلويه و بويراحمد است. شهيد سيد اسلام وحداني، شهيد محمدحسين پذيرش، روحاني شهيد خيرالله پرواز، شهيد سيد سيف‌الله ترباني شهيداني هستند که در اين کتاب به آن‌ها پرداخته شده است.

دیشموک: قصه‌ی نت‌های تلخ/ شقایق فیروزی. تهران: روشنگران و مطالعات زنان ‏‫، ۱۴۰۰. ‏‫۱۲۷ص.

لینک کتاب

رمان، قصه دختری است به نام رستا که سال هاست گرفتار آشفتگی خواب و کابوس های شبانه است. به اصرار خواهرش، به روانکاو مراجعه می کند و بعد از آن، داستان، بازگشت به گذشته دختر است؛ گذشته ای پنهان مانده که کابوس هایش را ساخته است. در خلال رفت و برگشت ها به گذشته و حال قهرمان داستان، خواننده از یک طرف با مشکلات زن امروزی مواجه می شود. زنی که در پایتخت زندگی می کند و از دید زنان به اصطلاح غیرشهری، خوشبخت است و از طرف دیگر با زنانی آشنا می شود به اسم زنان دیشموکی و مشکلات عدیده آن ها.

واکاوی مهمترین مسائل اجتماعی شهر دیشموک/ آرمان حیدری؛ مجری طرح انجمن جامعه‌شناسی ایران- دفتر دیشموک؛ به سفارش معاونت زنان و خانواده ریاست جمهوری. ‏برازجان: هامون نو، ‏‫۱۳۹۹. ‏‫۱۳۷ ص.: مصور، جدول.
لینک کتاب

بچه‌های قرن پانزدهم/‏‫ مصاحبه محمدصادق مراسلی، فرناز ایزدبین؛ ‏‫تدوین امیر امیری‌فر؛ ‏‫ویراستار محمد جمشیدی‌منش؛ ‏‫[تهیه‌کننده] ‏‫موسسه تاریخ شفاهی روایت. تهران: ‏‫مرکز پژوهشی آموزشی کوثر، ‏‫۱۴۰۰. ‏‫۲۷۲ص.؛

لینک کتاب

کتاب بچه های قرن پانزدهم داستان چند جوان دانشجو دانشگاه تهرانی است که می خواستند برای رفع محرومیت در نقطه ای از این این سرزمین فعالیت کنند. ماجرا از آن جا شروع شد که سال ۸۲ و پس از نام گذاری سال با عنوان نهضت خدمت رسانی مسئولین به مردم، دانشجویان بسیجی دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران در این فکر بودند که در راستای شعار سال چه کاری می توانند انجام دهند؟ گزینه های زیادی پیش روی آن ها بود. از نامه نگاری با نهادهای مختلف و طرح این پرسش که شما راجع به محرومیت زدایی چه کارهایی کرده اید تا برگزاری طرح خدمت رسانی به مناطق محروم در یکی از استان های ایران پهناور. دانشجویان گزینه دوم را انتخاب کردند و این تصمیم آغازی بود برای شکل‌گیری کانون خدمت رسانی به محرومین بسیج دانشجویی دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران. در این کتاب با ۱۷ نفر از دانشجویانی که در اولین، دومین و سومین طرح خدمت رسانی دانشگاه تهران بین سال های ۸۲ تا ۸۴ در منطقه بلده و بازفت، مسئولیت داشتند؛ مصاحبه گرفته شده است.


پایان نامه:
لینک پایان نامه ها
مطالعه فلورستیک پوشش گیاهی بخش دیشموک در استان کهگیلویه و بویراحمد [پ‍ای‍ان‌ن‍ام‍ه‌]/نام دانشجو طاهره پورعلمی؛ استاد راهنما غلامرضا بخشی‌خانیکی؛ استاد مشاور عنایت‌اله یزدان‌پناه.(کارشناسی ارشد): علوم گیاهی، ۱۳۹۲.‏ دانشگاه پیام نور، دانشکده علوم پایه، مرکز تهران شرق، گروه زیست‌شناسی.
توسعه گردشگری در روستاها، فرصت های شغلی، ایجاد درآمد اضافی فقرزدایی را در مناطق روستایی به ارمغان می آورد و مزایای طبیعی فرهنگی زیست محیطی نیز به دنبال دارد، اما همواره خﻸ برنامه ریزی کارامد در سیاست های توسعه روستاییان برای فراهم آوری و یکپارچه کردن گردشگری، احساس می شود.هدف این پژوهش برنامه ریزی توسعه گردشگری در نواحی روستایی بخش دیشموک و روش تحقیق، توصیفی- تحلیلی است داده ها از طریق پرسشنامه و مستندات آماری و نقشه ای توسط سه جامعه آماری گردشگران،مردم محلی و مسیولین محلی تکمیل گردید. بدین منظور با اشاره به عناصر و اجزای تشکیل دهنده سیستم گردشگری که شامل عناصر ساختار عرضه و تقاضا می باشد،به امکان سنجی منطقه مورد مطالعه پرداخته شد. به طوری که تقاضای گردشگران از منطقه در قالب شاخص های آشنایی با منطقه و تمایل به بازدید از منطقه مورد سنجش قرار گرفت تقاضای گردشگران نسبت به آشنایی منطقه ضعیف ارزیابی شد ولی انگیزه تمایل به بازدید از منطقه قوی ارزیابی شده است.همچنین عناصر عرضه گردشگری از دیدگاه مردم محلی و مسیولین محلی در قالب شاخص های حمل ونقل، زیرساخت ها و خدمات ،اطﻼعات در حد ضعیف ارزیابی گردید ولی جاذبه ها در حد قوی ارزیابی شد. و شاخص مشارکت از دیدگاه مسیولین ضعیف ارزیابی شد ولی از دیدگاه خانوار روستایی قوی ارزیابی شد.ثابت شده که روستاهای منطقه از جاذبه های طبیعی ،فرهنگی ،اجتماع مناسبی برای توسعه گردشگری بر خو دارند ولی کمبود زیرساخت ها و خدمات ،حمل ونقل و ضعف اطﻼع رسانی در زمینه گردشگری وجود دارد.همچنین باید مسیولین و مدیران با به روز کردن این توان های و همچنین بهبود زیر ساخت ها و خدمات،حمل ونقل و مشارکت در زمینه توسعه گردشگری منطقه می توانند بسیار فعال باشند. مقایسه ای کلی بین دیدگاه مردم محلی و مسیولین انجام شد که مشخص شد رابطه معناداری بین نظر مردم محلی و مسیولین از نظر توسعه گردشگری وجود دارد. آزمون T مستقل نشان می‌دهد که میانگین‌های دو گروه نظر مردم محلی و مسیولین در ابعاد جاذبه ها، حمل ونقل ، اطﻼعات، مشارکت و اثرات اجتماعی فرهنگی گردشگری )با توجه به مقادیر معناداری(تفاوتی با هم دیگر نداشته اما در ابعاد زیرساخت ها و خدمات و اثرات اقتصادی گردشگری تفاوت معناداری میان نظرات دو گروه مسیولین به ترتیب با سطح معناداری 0,02 و 0,002 وجود دارد.

برنامه ریزی گردشگری در نواحی روستایی: مطالعه موردی :منطقه دیشموک (1393). معصومه صداقتمند. استاد راهنما: حسنعلی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ فرجی استاد مشاور: محمد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ سلمانی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌. دانشگاه تهران، دانشکده جغرافیا (فایل تمام متن در سامانه ایرانداک)
‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌توسعه گردشگری در روستاها،فرصت های شغلی، ایجاد درآمد اضافی فقرزدایی را در مناطق روستایی به ارمغان می آورد و مزایای طبیعی فرهنگی زیست محیطی نیز به دنبال دارد، اما همواره خﻸ برنامه ریزی کارامد در سیاست های توسعه روستاییان برای فراهم آوری و یکپارچه کردن گردشگری، احساس می شود.هدف این پژوهش برنامه ریزی توسعه گردشگری در نواحی روستایی بخش دیشموک و روش تحقیق، توصیفی- تحلیلی است داده ها از طریق پرسشنامه و مستندات آماری و نقشه ای توسط سه جامعه آماری گردشگران،مردم محلی و مسیولین محلی تکمیل گردید. بدین منظور با اشاره به عناصر و اجزای تشکیل دهنده سیستم گردشگری که شامل عناصر ساختار عرضه و تقاضا می باشد،به امکان سنجی منطقه مورد مطالعه پرداخته شد. به طوری که تقاضای گردشگران از منطقه در قالب شاخص های آشنایی با منطقه و تمایل به بازدید از منطقه مورد سنجش قرار گرفت تقاضای گردشگران نسبت به آشنایی منطقه ضعیف ارزیابی شد ولی انگیزه تمایل به بازدید از منطقه قوی ارزیابی شده است.همچنین عناصر عرضه گردشگری از دیدگاه مردم محلی و مسیولین محلی در قالب شاخص های حمل ونقل، زیرساخت ها و خدمات ،اطﻼعات در حد ضعیف ارزیابی گردید ولی جاذبه ها در حد قوی ارزیابی شد. و شاخص مشارکت از دیدگاه مسیولین ضعیف ارزیابی شد ولی از دیدگاه خانوار روستایی قوی ارزیابی شد.ثابت شده که روستاهای منطقه از جاذبه های طبیعی ،فرهنگی ،اجتماع مناسبی برای توسعه گردشگری بر خو دارند ولی کمبود زیرساخت ها و خدمات ،حمل ونقل و ضعف اطﻼع رسانی در زمینه گردشگری وجود دارد.همچنین باید مسیولین و مدیران با به روز کردن این توان های و همچنین بهبود زیر ساخت ها و خدمات،حمل ونقل و مشارکت در زمینه توسعه گردشگری منطقه می توانند بسیار فعال باشند. مقایسه ای کلی بین دیدگاه مردم محلی و مسیولین انجام شد که مشخص شد رابطه معناداری بین نظر مردم محلی و مسیولین از نظر توسعه گردشگری وجود دارد. آزمون T مستقل نشان می‌دهد که میانگین‌های دو گروه نظر مردم محلی و مسیولین در ابعاد جاذبه ها، حمل ونقل ، اطﻼعات، مشارکت و اثرات اجتماعی فرهنگی گردشگری )با توجه به مقادیر معناداری(تفاوتی با هم دیگر نداشته اما در ابعاد زیرساخت ها و خدمات و اثرات اقتصادی گردشگری تفاوت معناداری میان نظرات دو گروه مسیولین به ترتیب با سطح معناداری 0,02 و 0,002 وجود دارد.

مطالعه دانش بومی بهره‌برداران در استفاده از گیاهان دارویی مراتع (مطالعه موردی: منطقه دل افروز، دیشموک ، استان کهگیلویه و بویراحمد). کارشناسی ارشد 1402. اصغر جریده استاد راهنما: سمیه دهداری. دانشگاه صنعتی خاتم‌الانبیاء بهبهان، دانشکده منابع طبیعی
دانش بومی فرهنگ منحصر به فرد هر سرزمینی است که در جهت سازگاری با شرایط محیطی خاص زیست بوم، از طریق تجربه حاصل شده و رفته رفته به بخشی از فرهنگ اجتماعی و تولیدی آن جامعه تبدیل شده است. این مطالعه به بررسی دانش بومی بهره برداران در استفاده از گیاهان دارویی مراتع دل افروز واقع در دیشموک استان کهگیلویه و بویراحمد به شیوه مصاحبه و حضورهای مستمر در منطقه دل‌افروز و نزد بزرگان صورت گرفته است. در نهایت اطلاعات موجود به روش فیش نویسی دسته بندی و تجزیه و تحلیل شدند. نتایج نشان داد که گیاهان خانواده Asteraceae با 8 گونه، Apiaceae با 7 گونه، Lamiaceae با 7 گونه دارای بیشترین فراوانی در منطقه مورد مطالعه بود و بیشترین استفاده را از گیاهان دارویی برنجاس (Achillea millefolium)، کلوس (Kelussia odoratissima)، بنسور (Allium jesdianum)، چویل (Ferulago angulate)، اوریشم (Ziziphora clinopodioides)، موسیر (Allium hirtifolium) و پیدن (Stachys pilifera) داشتند، که بیشترین زمان برداشت محصول بهار (32 گونه) بود و بیشترین اندام مورد استفاده از نظر دانش بومی در این مطالعه به ترتیب برگ (23 گونه)، میوه و بذر (با 13 گونه) و ساقه گیاهان (11 گونه) بوده که جهت درمان بیماری‌های مربوط به خون (18 گونه)، استفاده خوراکی (14 گونه) و همینطور مجاری ادراری (با 12 گونه) داشتند. به طور کلی نتایج این تحقیق نشان داد که مردم محلی به علت داشتن ارتباط تنگاتنگ با محیط به گیاهان دارویی محیط خود اشراف کامل داشتند

مطالعه پوشش گیاهی منطقه دیشموک استان کهگیلویه وبویراحمد. پارسای داخل کشور. کارشناسی ارشد 1392. پدیدآور: طاهره پورعلمی استاد راهنما: غلام رضا بخشی خانیکی استاد مشاور: عنایت اله یزدان پناه. دانشگاه پیام نور استان تهران، مرکز پیام نور تهران
منظور مطالعه علوم مختلف زیستی هر منطقه، ناگزیر باید ابتدا به مطالعه فلورستیک آن منطقه پرداخت، ازینرو جمع‌آوری، شناسایی و نگهداری گیاهان هر منطقه به عنوان یک کار پایه از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. هدف از این پژوهش شناسایی و معرفی فلور، کورولوژی عناصر گیاهی و ساختار پوشش گیاهی منطقه دیشموک می باشد. شناسایی و بررسی فلورستیکی گیاهان این منطقه از طریق مراجعه به منطقه مورد بررسی در فصل رویشی ، پیمایش صحرایی، استفاده از منابع موجود و تجارب کارشناسان آگاه در زمینه گیاه‌شناسی و مرتعداری ، مصاحبه با کارشناسان اداره منابع طبیعی و دامداران مطلع محلی انجام پذیرفت. در نتیجه این مطالعه 168 گونه گیاهی از 42 تیره و 124 جنس جمع آوری و شناسایی شد. تیره های Astaraceae با 12 درصد (20 گونه)، تیره Laimceae با 10 درصد (16 گونه)، تیره Fabaceae و Apiaceae با 9 درصد (15 گونه)، تیره Poaceae با 7 درصد ( 12 گونه)، تیره Liliaceae با 6 درصد ( 10 گونه) از مهمترین تیره‌های موجود در منطقه بودند. بر اساس طول عمر، گونه ها ی چند ساله 67 درصد و گونه های یک ساله 33 درصد منطقه را به خود اختصاص دادند. شکل رویشی هر یک از عناصرگیاهی مشخص گردید که بر اساس آن، همی‌کریپتوفیت‌ها با 37 درصد از مهمترین گروههای ساختاری طیف زیستی به روش رانکایر محسوب می گردند. پهن برگان علفی با 66 درصد بیشترین درصد گونه ها را به خود اختصاص دادند. از جنبه کورولوژیکی اغلب گونه ها ایران- تورانی هستند. کلمات کلیدی: فلوریستیک - شکل زیستی- کورولوژی- دیشموک

بررسی بیوسیستماتیکی دوزیستان بی دم استان کهگیلویه و بویراحمد (شهرستان های دهدشت،دیشموک و لیکک) بر اساس مطالعات مورفولوژی،کاریولوژی و مورفومتری. کارشناسی ارشد 1400. پدیدآور: بتول پورجعفری استاد راهنما: فاطمه فخارزاده. دانشگاه شهید چمران اهواز، دانشکده علوم
دوزیستان اجزای ساختمانی بسیاری از اکوسیستم ها هستند. آنها در تنظیم جمعیت هزاران گونه از بی مهرگانی که از آنها استفاده غذایی می کنند نقش بسزایی دارند. علی رغم اهمیت این گروه، سیستماتیک وتنوع زیستی آنها کمتر شناخته شده است. تا کنون مطالعات اندکی بر روی جمعیت های مختلف این گونه در کشور و به ویژه در استان کهگیلویه و بویر احمد صورت گرفته است. در این مطالعه 104 نمونه دوزیست بی دم از جمعیت های مناطق دیشموک، دهدشت و لیکک در تابستان و بهار 99-98 جمع آوری و مورد مطالعه ریخت شناسی، ریخت سنجی و کاریولوژی قرار گرفتند. بر اساس نتایج حاصل از مطالعات ریخت شناسی، نمونه ها متعلق به سه گونه وزغ سبز Bufotes sitibundus، قورباغه مردابی (Pelophylax ridibundus) و قورباغه درختی (Hyla savignyi) بودند. درنمونه های جمع آوری شده قورباغه مردابی هفت ریخت مختلف شناسایی گردید. بیشترین فراوانی متعلق به ریخت یک بود. صفت رنگ سطح پشتی بدن در وزغهای مورد مطالعه نیز، دارای تنوع بود. این تنوع رنگ در منطقه دیشموک بیش از دو منطقه دیگر مشاهده شد.. در تحلیل های ریخت سنجی، تعداد 17 صفت برای وزغ ها و 15 صفت نیز برای قورباغه ها اندازه گیری شد. بر اساس تحلیل های انجام شده میانگین تمامی صفات بررسی شده در نمونه های Bufotes sitibundus منطقه دیشموک بیشتر از دو منطقه دیگر می‌باشد. نتایج آزمون T-Test نشان داد که دی مورفیسم جنسی در جمعیت وزغ های مورد مطالعه وجود ندارد. آزمون آنالیز واریانس جدایی بین جمعیت ها را در 13 صفت تایید می کند. نتایج تحلیل ممیزی منجر به استخراج دو تابع معنی دار شد. طبق نمودار پراکنش افراد، بر اساس تابع اول نمونه های دیشموک تا حدودی از نمونه های منطقه لیکک جدا می شوند. در مجموع 87 درصد نمونه ها در گروه خود قرار گرفتند. تحلیل های آماری انجام شده نشان می دهد که اگرچه وزغ های دیشموک تفاوتهایی را در مقایسه با دو منطقه دیگرنشان می دهند که می تواند به علت قرار گرفتن در ارتفاع بالاتر و شرایط اقلیمی متفاوت باشد، اما در مجموع تحلیل های ریخت سنجی انجام شده نشان می دهد که هر سه منطقه جمعیت های مختلف یک گونه می‌باشند. بر اساس تحلیل های انجام شده، میانگین تمامی15 صفت ریخت سنجی در گونه Pelophylax ridibundu بررسی شده در نمونه های دیشموک بیشتر از مناطق دیگر ثبت شد. نتایج آزمون T-test نشان داد که دوریختی جنسی در جمعیت های مورد مطالعه وجود دارد. براساس آزمون آنالیز واریانس تفاوت بین گروه ها در هر دو جنس نر و ماده معنی دار بود و جدایی بین جمعیت نرها در تمامی صفات به جزقطر افقی چشم و در ماده ها نیز در همه صفات مشاهده شد. همچنین نتایج تحلیل های آماری نشان داد که دیشموک تا حدودی از دو منطقه دیگر متفاوت بوده که می تواند به شرایط جغرافیایی متفاوت و ارتفاع بالاتر این منطقه مرتبط باشد. هردو تابع در تحلیل ممیزی معنادار بودند. در مجموع در نرها 84 درصد و درماده ها 87.1 درصد از نمونه ها به طور صحیح در گروه خود قرارگرفتند. در مطالعه کاریولوژیکی نمونه های Bufotes sitibundus هرسه منطقه همه نمونه ها دیپلوئید و (22n=2) بودند. کروموزوم ها در دو گروه قرار گرفتند، گروه اول شامل 6 جفت کروموزوم بزرگ و گروه دوم شامل 5 جفت کروموزوم کوچک می‌باشد. همچنین در نمونه های سه منطقه یادشده 9 جفت از کروموزومها متاسانتریک و 2 جفت کروموزومها ساب متاسانتریک بودند نتایج کاریولوژیکی P.ridibundus مربوط به هر سه منطقه مورد مطالعه نشان می دهد که این قورباغه ها دارای مجموعه 26 کروموزومی(26n=2) بودند. کاریوتایپ قورباغه های هرسه منطقه یاد شده شامل 5 جفت کروموزوم بزرگ و 8 جفت کروموزوم کوچک است. همچنین مجموعه کروموزومی نمونه ها ی دهدشت شامل 6 جفت کروموزوم متاسانتریک، 3 جفت ساب متاسانتریک و 4 جفت کروموزوم ساب تلوسانتریک بود، همچنین مجموعه کروموزومی نمونه ها ی دیشموک شامل 7 جفت کروموزوم متاسانتریک، 1جفت ساب متاسانتریک و 5 جفت ساب تلوسنتریک و همچنین مجموعه کروموزومی نمونه ها ی لیکک شامل 5 جفت کروموزوم متاسانتریک، 5 جفت ساب متاسانتریک و 3 جفت ساب تلوسنتریک بود.

پیش‌بینی اقدام به خودکشی بر اساس تیپ شخصیت و معنای زندگی در بین نوجوانان شهر دیشموک. کارشناسی ارشد 1401. پدیدآور: فرخ لقا درکیا استاد راهنما: سید سلیمان حسینی نیک. دانشگاه آزاد اسلامی ‌واحد گچساران
هدف از انجام این تحقیق بررسی پیش بینی اقدام به خودکشی بر اساس تیپ شخصیت و معنای زندگی در بین نوجوانان شهر دیشموک بود. جامعه آماری در این پژوهش شامل همه نوجوانان 19-13 ساله منطقه دیشموک به تعداد 95 نفر در بین سال های 1400-1398 اقدام به خودکشی کرده بودند. نمونه آماری تعداد 95 نفر به روش سرشماری انتخاب شدند. داده‌ها با استفاده از پرسشنامه گردآوری شدند که شامل پرسشنامه شخصیت نئو (عباسی و همکاران، 1396)، پرسشنامه استاندارد معنای زندگی استفاده شد. روایی پرسشنامه‌ها از طریق روایی صوری و سازه (همگرا و واگرا) و پایایی پرسشنامه‌ها بر اساس آلفای کرونباخ و پایایی ترکیبی تأیید شدند. داده ها با نرم افزار spss تجزیه و تحلیل آماری شدند. یافته ها نشان داد ضرایب بتای متغیر تیپ شخصیت و معنای زندگی بر اقدام به خودکشی برابر 661/0-، متغیر تیپ شخصیت بر اقدام به خودکشی برابر 664/0- و متغیر معنای زندگی بر اقدام به خودکشی برابر 620/ - به دست آمد. ضرایب T بین تیپ شخصیت و اقدام به خودکشی 66 /5 و بین معنای زندگی و اقدام به خودکشی 28/ 4 به دست آمد و فرضیه‌های تحقیق تأیید شدند.

بررسی روشمند دشتک میانکوهی دیشموک و دره لیراب-شمالغربی استان کهگیلویه و بویراحمد-زاگرس جنوبغربی پارسای داخل کشور کارشناسی ارشد 1382 پدیدآور: نوروز رجبی استاد راهنما: حمید خطیب شهیدی استاد مشاور: سیدرسول موسوی حاجی. دانشگاه تربیت مدرس، دانشکده علوم انسانی
چکیده در دسترس نبود

بررسی تمایز فنوتیپی و ژنتیکی جمعیت‌های بلوط یاسوج با توجه به محدودیت‌های ریزاقلیمی. کارشناسی ارشد 1397. پدیدآور: فاطمه رحیمی استاد راهنما: پیام فیاض استاد مشاور: رقیه ذوالفقاری. دانشگاه یاسوج، دانشکده
ناحیه رویشی زاگرس، حدود یک سوم جمعیت کشور را در خود جای داده است. این جنگل‌ها ضمن بهبود کیفیت اقلیمی و حفظ منابع آب، نقش مهمی در برقراری تعادل اقتصادی-اجتماعی جوامع محلی دارند. درختان بلوط برودار گونه غالب درختی در این جنگل‌ها هستند که تجدید حیات طبیعی آن ها با مشکل مواجه است و از بذرکاری در برنامه‌های حفاظتی استفاده می‌شود. با توجه به اینکه محاوط بذرگیری از عرصه‌های مورد کاشت متفاوت هستند ممکن است نهال‌های حاصل، با شرایط رویشگاهی جدید سازگار نباشند. از طرفی در جنگل-های زاگرس، شاهد این هستیم که در فاصله کوتاهی سیمای جنگل‌ها دچار دگرگونی شدیدی می‌شود. بنحویکه در یک سمت یک کوه درختان به شدت متراکم و در سمت دیگر درختان بسیار تنک هستند. با توجه به تحقیقات صورت گرفته تا‌کنون مطالعه دقیقی در خصوص تفاوت‌های ژنتیکی و مقایسه صفات سازگاری در جوامع جنگلی با ساختارهای مختلف صورت نگرفته است. در این تحقیق که در جنگل‌های اطراف یاسوج انجام شده است، از چهار جمعیت مجاور و متمایز شامل جنگل های سروک، کاکان و نیز جنگل مختار در دو دامنه غربی و شرقی که از لحاظ پوشش تفاوت زیادی با هم داشتند نمونه گیری شد. همچنین یک جمعیت در ناحیه دیشموک که فاصله دورتری با این جوامع داشت مورد نمونه‌گیری قرار گرفت. در اوایل بهمن ماه، بذرهای جمع‌آوری شده از پنج جمعیت متمایز با شرایط محیطی متفاوت، جهت بررسی تنوع ژنتیکی، به محیط همگن با موقعیت جغرافیایی یکسان از لحاظ شیب، نور و آب و هوا و خاک منتقل شدند و در کرت‌های متمایز از هم کشت شدند. پس از رشد تعدادی برگ از هر نهال برای انجام مطالعات مورفولوژیکی و مولکولی برداشت شد. پس از انجام مطالعات مورفولوژی، مطالعات مولکولی با کمک پنج نشانگر ESTSSR و پنج نشانگر ISSR انجام شد. آغازگرهای WAG018، DAG2 و FIR053 برای هر سه جمعیت مختارغربی، دیشموک و سروک منومورفیک بودند. پارامترهای ژنتیکی همچون تعداد آلل موثر، شاخص شانون و تنوع ژنتیکی کل در دو جمعیت سروک و دیشموک با استفاده از دو پرایمر PIE260 و VIT107 مقادیر بالایی را نشان داد. بیشترین فاصله ژنتیکی نی توسط همه‌ نشانگرهای ISSR و دو نشانگر PIE260 و VIT107 بین جمعیت مختارغربی با دو جمعیت سروک و دیشموک نشان داده شد، ولی دو جمعیت دیشموک و سروک با وجود اینکه فاصله جغرافیایی زیادی دارند، از نظر ژنتیکی به هم نزدیک بودند. همچنین برخی از صفات ماکرو مورفولوژیک برگ نهال‌ها دارای ارتباط معنی‌داری با مارکرهای مولکولی بودند، که این صفات می‌توانند به عنوان صفات سازگاری در اکوتون‌های خاص مطرح شود. به طور کلی در این تحقیق تنوع ژنتیکی بالایی بین جمعیت‌هایی که از نظر رویشگاهی متفاوت هستند دیده شد (منطقه مختار غربی و مختار شرقی). همچنین جمعیت‌هایی که از نظر درصد تاج پوشش گیاهی، اقلیمی و رویشگاهی با هم مشابه بودند، تنوع ریختاری و تنوع ژنتیکی کمتری داشتند

اثربخشی روایت درمانی بر اضطراب اجتماعی و خودکارآمدی دانش آموزان دارای معلولیت جسمی- حرکتی. پارسای داخل کشور کارشناسی ارشد 1401. پدیدآور: بیژن بیننده استاد راهنما: لادن معین. دانشگاه آزاد اسلامی ‌واحد مرودشت، دانشکده علوم انسانی
هدف از پژوهش حاضر بررسی اثربخشی روایت درمانی بر اضطراب اجتماعی و خودکارآمدی دانش آموزان دارای معلولیت جسمی- حرکتی بود. روش پژوهش از نوع آزمایشی بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه دانش آموزان دختر متوسطه دوم دارای معلولیت جسمی- حرکتی شهر دیشموک از توابع استان کهگیلویه وبویراحمد بود. برای هردو گروه 15 نفر انتخاب شد. اطلاعات با استفاده از پرسشنامه‌های اضطراب اجتماعی کانور و همکاران و خودکارآمدی شوارتز و همکاران جمع‌آوری گردید. مداخله ها نیز طی 8 جلسه 5/1 ساعته انجام شد. داده‌ها با استفاده از آزمون‌های تحلیل کوواریانس تک متغیره و چند متغیره مورد تجزیه‌وتحلیل قرار گرفتند. نتایج حاصل از پژوهش نشان داد که روایت درمانی بر اضطراب اجتماعی و خودکارآمدی دانش آموزان دختر دارای معلولیت جسمی- حرکتی موثر است.

تبارشناسی مولکولی جمعیت های مختلف Spalerosophis در ایران. پارسای داخل کشور کارشناسی ارشد 1400. پدیدآور: فاطمه رییسی وانانی استاد راهنما: حمزه اورعی استاد مشاور: اسکندر رستگارپویانی. دانشگاه شهرکرد، دانشکده علوم پایه
یکی از جنس‌های خانواده کلوبریده، Spalerosophis می‌باشد که از غرب آفریقا تا مصر، حاشیه‌ی شرقی دریای مدیترانه، عربستان، عراق و ایران به سمت شرق تا آسیای مرکزی و افغانستان، پاکستان تا شمال هند و نپال پراکنش دارد. از مجموع شش گونه شناخته شده آن، S.microlepis و S.diadema در ایران پراکنش دارند. در این مطالعه، دو نمونه S.microlepis از دو زیستگاه مختلف از حوالی لردگان و دیشموک و تعداد 45 نمونه منتسب به S.diadema از ایران، عراق و افغانستان مورد تجریه و تحلیل مولکولی قرار گرفتند. تعداد 10 نمونه از ایران مورد مطالعه ریخت‌شناسی قرار گرفت. برای اولین بار در این مطالعه جایگاه تبارشناسی S.microlepis نسبت به جمعیت‌های مختلف منتسب به S.diadema مشخص شد. جمعیت‌های ایرانی S.diadema از نظر ژنتیکی بسیار به هم شبیه هستند و یک جمعیت از افغانستان نیز با فاصله ژنتیکی 1/85 درصد تفاوت اندکی با آنها دارند. بر اساس نتایج این مطالعه و با تکیه بر فاصله ژنتیکی نمونه‌های مطالعه شده، دو گونه S.microlepis و S.diadema در ایران حضور دارند. نتایج این مطالعه پیشنهاد دهنده دو گونه جدید از این جنس شامل جمعیتی از عراق با فاصله ژنتیکی 8/86 درصد و جمعیتی از افغانستان با فاصله ژنتیکی 10/97 درصد نسبت به S.diadema، می‌باشد که نیازمند مطالعات مولکولی و ریخت‌شناسی گسترده‌تر است و باید توصیف شوند.

عوامل موثربرمیل ماندگاری جمعیت درنقاط روستایی،موردمطالعه: (روستای دَرغَک)شهرستان کهکیلویه. پیشنهاده کارشناسی ارشد 1398. پدیدآور: علی اصغر آسمندر استاد راهنما: بیژن رحمانی. دانشگاه شهید بهشتی، دانشکده علوم زمین
مهاجرت از روستا به شهر همواره وجود داشته، اما مهاجرت بی‌رویه و تخلیه روستاها از نیروی کارآمد ،یکی از نارسایی‌های اجتماعی - اقتصادی کشور است. تا حدود سه دهه قبل مهاجرت داخلی به‌طورکلی و مهاجرت از روستا به شهر به‌طور اخص در متون مربوط به توسعه اقتصادی به‌عنوان پدیده‌ای مثبت تلقی می‌شد؛مهاجرت امروزه پدیده‌ای است که دربیشتراستانهای ما ازجمله استان کهگیلویه وبویراحمد نیز به یک امر عادی تبدیل‌شده و بسیاری از روستانشینان با ترک زادگاه خود راهی شهرهای بزرگ می‌شوند. ازجمله مسائلی که منجر به مهاجرت روستاییان به شهروبه طبع مانع میل به ماندگاری می‌شود: بروز نا بسامانی‌های متعدد ناشی از فشار بر منابع و امکانات محدود، بیکاری و کم‌کاری و در جستجوی کار بهتر، کمبود فضای آموزشی و رفاهی، ادامه تحصیل وازهمه مهم تر شرایط آب وهوایی نامناسب،که این عوامل باعث سالخوردگی و زنانه شدن نیروی کار کشاورزی، تخلیه روستاها و غیره شده است. روستای درغک روستایی است ازتوابع بخش دیشموک شهرستان کهگیلویه واقع دراستان کهگیلویه وبویراحمدمی باشد.مردم ساکن این روستا اصالتا ازایل بزرگ بهمئی بوده وبیش از90درصدآنها ازطوایف عالی محمدوعلاالدینی می باشند.این روستا دردهستان بهمئی سرحدی غربی قرارداردوبراساس سرشماری مرکزآماردرسال 1395،جمعیت آن 1،464نفر(260خانوار)بوده است

تحلیل نقش مشارکت اقتصادی زنان روستایی بر رفاه‌ اجتماعی خانوارها (مطالعه موردی: دهستان بهمئی، شهرستان کهگیلویه). کارشناسی ارشد 1401. پدیدآور: اسلام خاتمی نیا استاد راهنما: حسین کریم زاده استاد مشاور: محسن اقایاری استاد مشاور: محمد ظاهری. دانشگاه تبریز
زنان حدود نیمی از جمعیت روستایی را تشکیل دادند و علی‌رغم وضعیت نامناسب اجتماعی، فرهنگی نقش قابل‌توجهی در جامعه ایفا می‌نمایند. آنان علاوه بر مسئولیت مدیریت منزل و تربیت فرزندان، در فعالیت‌های اقتصادی (کشاورزی و دام‌داری، صنایع دستی، پختن نان و ...) در خانواده نیز مشارکت دارند. اما متاسفانه با وجود تلاش‌های زیاد زنان در جوامع روستایی، نقش این گروه غالبا در فعالیت‌های تولیدی و اقتصادی نادیده گرفته می‌شود. مشارکت زنان در فعالیت‌های اقتصادی یکی از مسائل مهم در دهه‌های اخیر بوده است. یکی از ابعاد مشارکت زنان در حوزه اقتصاد می‌باشد. اقتصاد روستا، فعالیت‌هایی را در‌بر-می‌گیرد که هر یک بر حسب گستردگی و وسعتی که دارد در ارتقاء درآمد روستائیان موثر می‌باشد، هر قدر امکان بهره‌گیری از منابع درآمد برای روستائیان متنوع‌تر و فراوان‌تر باشد سطح درآمد و رفاه آن جامعه بالاتر بوده است. پژوهش حاضر به بررسی مشارکت اقتصادی زنان روستایی و نقش آن بر رفاه اجتماعی خانوارهای روستایی دهستان بهمئی، بخش دیشموک، شهرستان کهگیلویه از سال‌های اخیر تا به امروز پرداخته می‌شود. روش تحقیق در این پژوهش، از نظر روش و ماهیت توصیفی - تحلیلی است از نظر هدف کاربردی می‌باشد. و هم‌چنین با استفاده از منابع کتابخانه‌ای و اسنادی صورت بهره گرفته شد. برای تحلیل و ارزیابی داده‌ها از نرم‌افزار SPSS استفاده خواهد شد.

بررسی ترکیبات شیمیایی گیاه داروئی کرفس کوهی و ارتباط آن با برخی عوامل محیطی در پنج استان خوزستان، فارس،چهار محال بختیاری، کهگیلویه و بویراحمد و اصفهان. پارسای داخل کشور کارشناسی ارشد 1397. پدیدآور: سید شهاب الدین تقوی استاد راهنما: دامون رزمجویی. دانشگاه صنعتی خاتم‌الانبیاء بهبهان
رشد و تولید گیاهان در اکوسیستم ها و رویشگاه های طبیعی مختلف، تحت تاثیر عوامل مختلف اکولوژیکی و فیزیوگرافیکی قرار دارد. یکی از گیاهان دارویی با ارزش که به شدت در ایران مورد استفاده قرار می گیرد و به همین دلیل در معرض خطر انقراض می باشد، گیاه کرفس کوهی با نام علمی (Kelussia odoratissima Mozaff.) است که بومی کوهای زاگرس مرکزی (به ویژه استان های چهار محال و بختیاری، کهگیلویه و بویر احمد، اصفهان،خوزستان و فارس) بوده و تنها در ایران مشاهده شده است. در پژوهش حاظر شرایط رویشگاهی گیاه و اثر فاکتور های اکولوژیکی و فیزیوگرافی بر ترکیبات شیمیایی موجود در اسانس گیاه کرفس کوهی در مراحل مختلف فیزیولوژیکی و مناطق مختلف مورد بررسی قرار گرفت که برخی از آنها برای اولین بار مطرح می شود. برای تعیین ارتباط بین گونه و عوامل محیطی از روش تجزیه مؤلفه های اصلی (PCA) و آنالیز خوشه ای و جهت شباهت بین متغیرها از روش Wards استفاده گردید. همچنین ارتباط بین فاکتور های اکولوژیکی و ترکیبات اسانس به وسیله ضریب همبستگی پیرسون (ماتریس ضریب همبستگی) مورد بررسی قرار گرفت. در بحث مطالعات فیتوشیمیایی به منظور بررسی مواد تشکیل دهنده اسانس، اندام هوایی گیاه در مراحل مختلف چرخه فنولوژیکی به طور جداگانه جمع آوری و در شرایط سایه خشک گردید. توسط دستگاه کلونجر اسانس گیری شدند. سپس به کمک دستگاه های کروماتوگرافی گازی(GC) و کروماتوگرافی گازی متصل شده به طیف سنج جرمی (GC/MS)، ترکیبات شیمیایی اسانس به طور کامل تفکیک و شناسایی شدند. نتایج بررسی کلیه متغییرهای خاک، اقلیم و اسانس در مناطق مورد مطالععه نشان داد با توجه به بررسی کلیه فاکتورها مشاهده شد در مولفه اول EC، در مولفه دوم درصد آهک و در مولفه سوم اولین ترکیب عمده اسانس (3z -Butylidiene phathalide) بیشترین ضرایب مولفه های اصلی را به خود اختصاص داده اند. در حالی که در مولفه چهارم، چهارمین ترکیب عمده اسانس(Kessane)بیشترین ضرایب مولفه های اصلی را به خود اختصاص داده است. نتایج تجزیه خوشه ای مولفه های اصلی کلیه متغییرها جهت رتبه بندی بین مناطق مورد مطالعه نشان دهنده دو کلاس جداگانه شامل کلاس اول (مناطق سپیدان و کوهرنگ بختیاری) با بیش از 95% شباهت را داشته و کلاس دوم (مناطق اندیکا خوزستان، دیشموک کهگیلویه بویراحمد و فریدون شهر اصفهان) با 80% شباهت میباشند. بر اساس نتایج بررسی ترکیبات شیمیایی تعداد 29 ترکیب در مناطق سپیدان استان فارس و اندیکا استان خوزستان، 47 ترکیب در منطقه کوهرنگ چهار محال و بختیاری، 42 ترکیب در منطقه دیشموک استان کهگیلویه و بویر احمد و 39 ترکیب در منطقه فریدون شهر استان اصفهان در مراحل مختلف رویش گیاه کرفس کوهی شناسایی شد. درصد بازده اسانس گیاه کرفس کوهی در چهار مرحله فیزیولوژیکی بدست آمد نتایج حاکی از آن است که کمترین مربوط به مرحله گلدهی در استان خوزستان17/0درصد و بالاترین بازده اسانس مربوط به مرحله بذردهی استان چهارمحال بختیاری 17/2درصد می باشد. ترکیبات عمده ای که در این پژوهش شناسایی شدند از نظر درصد تشکیل دهنده تفاوتهای در مناطق مختلف مورد مطالعه در پژوهش مشاهده شد که عوامل متعددی عوامل اکولوژیک مانند ارتفاع از سطح دریا، خواص فیزیکی و شیمیایی خاک می‌توانند موثر باشند. ماتریس ضریب همبستگی داده ها نشان داد بین متغییرهای خاک، اقلیم و اسانس رابطه وجود دارد. به گونه ای که بازده اسانس با درصد آهک و رطوبت نسبی رابطه معنی داری در سطح پنج درصد(5%) دارد اما ارتباط آن با شیب در سطح پنج درصد (5%) معنی دار نمی باشد.

ساختمان اسم های خاص مکان در گویش لری بهمئی. پارسای داخل کشور کارشناسی ارشد 1389. پدیدآور: حسین ستوده استاد راهنما: محمود رضایی دشت‌ارژنه استاد مشاور: مهدی کدخدای طراحی. دانشگاه پیام نور استان خوزستان، دانشکده ادبیات و علوم انسانی
این پایان نامه شامل دو فصل می باشد که در فصل اول مختصری از تاریخ، جغرافیا، زبان و جمعیت شهرستان به استناد آثار تاریخی ذکر می شود و در فصل دوم پیرامون ساختمان بعضی اسمهای خاص مکان، که غالبا روستاهای شهرستان بهمیی هستند، علت نامگذاری ، معانی واژه ها، بررسی اشتباهات در ثبت بسیاری از این اسامی، اصلاح اشتباهات، موقعیت جغرافیایی، اصل و نژاد مردم ساکن و اطلاعات ضروری دیگر بحث می شود. با مطالعه آثار تاریخی که در متن به برخی از آنها استناد شده است، روشن است که، سابقه حضور ایلات کهگیلویه از جمله ایل بهمیی، یوسفی و طیبی در این سرزمین به بیش از هزار سال میرسد. ایل بهمیی در حال حاضر در دو منطقه مستقل به نام بهمیی سردسیر به مرکزیت شهر دیشموک بعنوان یکی از بخشهای شهرستان کهگیلویه و دیگری بهمیی گرمسیر به مرکزیت شهر لیکک، که از سال 1383 شمسی، بعنوان یک شهرستان مستقل در جغرافیای استان کهگیلویه و بویراحمد شناخته شده است، زندگی می کنند. وسعت و جمعیت بهمیی در گذشته بسیار بیشتر از حالا بوده است.آثار تاریخی از جمله سنگ نوشته های تنگ متروک و بقعه ی تاریخی امام زاده بابا احمد حکایت از تمدن و زندگی اجتماعی این ایلات دارد.ساکنین فعلی بهمیی بازماندگان و فرزندان دو ایل بهمیی و یوسفی و جمعی از سادات سید محمودی، منگزوری، میرسالاری، عباسی و تعداد اندکی از ایل طیبی می باشند. تمامی مردم بهمیی مسلمان و شیعه ی دوازده امامی هستند. و گویش آنها مانند اغلب مردم جنوب غرب ایران لری می باشد.

بررسی فلوریستیک مناطق شمال و غرب لنده. پارسای داخل کشور کارشناسی ارشد 1393. پدیدآور: سید نسرین یزدان پرست استاد راهنما: عزیز الله جعفری. دانشگاه یاسوج، دانشکده علوم پایه
شهر لنده در استان کهگیلویه و بویراحمد و در35کیلومتری شمال غرب دهدشت قرار دارد. این شهر دارای موقعیت جغرافیایی30 درجه و 98 دقیقه و 25 ثانیه شمالی و 50 درجه و 42 دقیقه و 61 ثانیه شرقی می‌باشد. این شهر از شمال به بخش‌های چهارروسا و دیشموک، از جنوب به شهرستان بهبهان، از شرق به دهدشت و از غرب به شهرستان بهمئی ختم می‌شود. در این تحقیق مناطق شمال و غرب لنده مورد بررسی قرار گرفته که دامنه تغییرات ارتفاعی منطقه بین 550 الی 1200 متر متفاوت است. هدف اصلی از این تحقیق بررسی و شناخت ترکیب پوشش مناطق شمال و غرب لنده و همچنین فراهم آوردن اطلاعات پایه مطالعات فلورستیک به منظور تعیین گونه‌های گیاهی موجود در منطقه، شناسایی پتانسیل منطقه و امکان ایجاد برنامه‌های مدیریتی مناسب جهت حفظ این منطقه است. به این منظور گیاهان موجود در منطقه در چهار فصل بهار، تابستان، پاییز و زمستان به صورت پیمایشی جمع‌آوری و پس از تهیه نمونه‌های هرباریومی با استفاده از منابع مختلف شناسایی و فهرست تقریبا کاملی از گونه‌های گیاهی، فرم رویشی، اسامی گونه‌های دارویی، اندمیک، هرز آن‌ها ارائه گردید. مطالعه فلوریستیک منطقه به شیوه‌ی پیمایشی نشان داد که در منطقه مورد مطالعه 50 خانواده، 177 جنس و 276 گونه گیاهی وجود دارد که از این میان 22 گونه اندمیک ایران می‌باشند. تیره‌های کاسنی (Asteraceae) با 40 گونه، پروانه آسا (Fabaceae) با 32 گونه، شب بو(Brassicaceae) با 23 گونه و گندمیان (Poaceae) با 20 گونه مهم‌ترین تیره‌های گیاهی موجود در منطقه هستند. 15 تیره دارای یک جنس و یک گونه هستند. بیشترین عناصر جغرافیایی موجود در منطقه مربوط به ناحیه ایرانی- تورانی (59/42 درصد) و مهم‌ترین گروه ساختاری طیف زیستی منطقه به روش رانکیر تروفیت‌ها (45/57 درصد) می‌باشد. 62 گونه هرز و 42 گونه دارویی می‌باشند

مطالعه انسان شناختی نقشه های ذهنی بافی گلیم در ایل بهمئی: مطالعه موردی روستای درغک کهگیلویه و بویراحمد. کارشناسی ارشد 1399. پدیدآور: شهرزاد حقیقی نسب استاد راهنما: سید محسن سعیدی مدنی استاد مشاور: ملیحه علی مندگاری. دانشگاه یزد، پردیس علوم انسانی و اجتماعی - دانشکده علوم اجتماعی
زنان‌ ایلیاتی حلقه اتصال فرهنگ، هنر و هویت ایلات از گذشته تا امروز بوده‌اند در این میان زنان ایلات و عشایر نماد واقعی کار و تلاش تلقی می-شوند .آنان ضمن انجام امور جاری سیاه چادر در تولید هنر ـ صنعت بومی و ملی نقش بسزایی ایفا می‌کنند (شهرزاد، دوستی1393). صنایع دستی زنان ایلات و عشایر با دست برای استفاده روزمره یا صرفاً به عنوان وسایلی تزئینی استفاده می‌شود مواد اولیه تولید صنایع دستی معمولاً به صورت خام و از طبیعت گرفته می‌شود، به همین دلیل آثارتولید هرشهرو کشور نشان ازطبیعت پیرامونی آن دارد و از طرفی این آثار بار فرهنگی و تاریخی دارند، معمولاً تصاویر و نقوشی که بر روی آن‌ها نقش می‌بندد از فرهنگ و تاریخ هر منطقه نشأت می‌گیرد. صنایع دستی بخاطر این‌که تعداد اثرتولیدی آن توسط استادکار و شاگرد محدود است هر اثر منحصر به فرد و شباهت کامل به دیگری ندارد، آموزش آن سینه به سینه از نسلی به نسل دیگر منتقل می‌شود. صنایع دستی میان ایلات و عشایر به عنوان فرآورده‌ی دست‌ساز و فعالیتی مکمل درکنار دامداری و کشاورزی است، عمدتاً به وسیله زنان و دختران صورت می‌گیرد. برنامه‌ریزی برای تغییر الگوی تولید، و تبدیل صنایع دستی ایلات و عشایر به مصنوعات قابل قبول مورد مصرف در شهرها به توسعه این صنایع کمک می‌کند و با فراهم شدن زمینه همگرایی اقتصادی و فرهنگی با کمترین سرمایه و بدون آلودگی زیست محیطی می‌تواند برای اقشار مختلف جامعه از جمله زنان درآمدزایی کند (رضا تاج آبادی، کریم مشایخی، 1383). به علت اهمیت صنایع دستی در جهان 10ژوئن (بیستم خرداد) از سوی سازمان جهانی یونسکو به عنوان روز صنایع دستی نامگذاری شده است در یونسکو «سازمان آموزشی، علمی، فرهنگی ملل متحد» بیش از 600 نوع از صنایع دستی کشورهای مختلف ثبت شده که 450صنعت دستی متعلق به ایران است و در این میان گلیم بافی منطقه کهگلویه و بویر احمد یکی از این آثارگران بها‌ء است که در طرح و نقش متفاوت بافته می‌شود. از صنایع دستی دیگر استان کهگلویه و بویر احمد که دارای بافت و نقوش ذهنی است که توسط زنان ایلات و عشایر بافته می‌شوند می‌توان از جاجیم بافی، سفره بافی، نمد بافی، رند بافی، گچمه بافی، سوزن دوزی، سبد بافی، سیاه چادر بافی و بخصوص گلیم مشته نام برد. گلیم خود پوششی معروف است که ‌از موی بز و پشم گوسفند می‌بافند(دهخدا،1373، ذیل گلیم) همچنین گلیم، نوعی فرش بدون پرز است که با نخ پشمی یا پنبه‌ای یا کنفی جهت زیرانداز یا تزیین، با درگیری تار و پود بافته می‌شود(دانشگر،1376: 470) انسان همواره برای ماندگاری ذهنیات و رویاهای خویش متکی به دیدن عکس‌العمل دیگران برای درک درونیات خویش است(صفاری،1395) و یکی از جلوه‌های خلاقیت هنری بشر(دست بافته‌ها) می‌باشند که با وجود سابقه هزاران ساله، به دلیل کارکردهای چند جانبه، جایگاه ویژه، خود را حفظ نموده‌اند. گلیم از قدیمی‌ترین دست بافته‌های انسان با توجه به بازیافته‌های باستان‌شناسی و شواهدَ موجود می‌توان سابقه آن را به عنوان نخستین زیرانداز و چه بسا همزمان با پارچه بافی در خاور زمین دانست(باوری، 1378: 123) گلیم بافی در ایران بین عشایر رواج داشته، اما امروزه علاوه بر آن‌ها روستاییان مناطق مختلف با حفظ روش سنتی به تولید انواع گلیم می‌پردازند (باوری، 1378: 124) این هنر صناعی از انواع اندیشه‌های مختلف در هر زمان بهره برده و تحت تأثیر جو غالب آیینی و فرهنگی آن منطقه قرار گرفته است، نقوش بکار رفته در گلیم‌ها، ریشه در راز و رمز الگوها و اعتقادات دارد که ارزش معنوی دست بافته‌ها را دو چندان می‌کند. مهم‌ترین سوال و مسئله برای ما وجود نقشه‌های ذهنی بافی گلیم در میان زنان ایل بهمئی است ،که مایل هستیم بدانیم این نقشه‌ها چگونه در ذهن انسان شکل می‌گیرند و بر روی گلیم آورده و بافته می‌شوند؟ از اهداف بزرگ سازمان میراث فرهنگی حفظ آداب و رسوم هرکشوری‌است‌که به بازگوکردن‌و شناسایی آن به مجموعه‌ای از آیین‌ها و رفتارهای فرهنگی و اجتماعی یک جامعه پی‌می‌برد. این آثار ملموس(بناها)و غیر ملموس (آیین‌ها و رسوم) در واقع سرمایه‌های ارزشمندی هستند که منبع-آگاهی‌ازشیوه‌زندگی‌گذشتگان‌و فرهنگ،آداب و رسوم آنان در اختیار نسل‌ها قرارمی‌دهد(حبیبی، 1395) یکیاز جلوه‌های خلاقیت هنری بشر، دستبافته‌ها هستند که با وجود سابقه‌هزاران ساله همچنان به دلیل کارکردهای چند جانبه، جایگاه ویژه خود را به عنوان یکی از صور تمدنی با ارزش حفظ نموده است و این هنر صناعی همانند آیینه تمام نمای ایرانی و میراث‌گران‌بهای پیشینیان نقش آفرینی می‌کند. گلیم بافی، باستانی‌ترین شیوه بافت است که نقوش آن ریشه در راز و رمز الگوها و اعتقادات دارد که ارزش معنوی گلیم را دو چندان می‌کند (آزاد سوری، 1397). استان کهگلویه و بویر احمد یکی از با سابقه‌ترین مناطق گلیم‌بافی در ایران به شمار می‌رود که زنان و دختران ایلی و روستای مناطق مختلف آن از جمله منطقه دیشموک که ایل بهمئی را شامل می‌شود به تولیدانواع‌گلیم و گلیم خاص منطقه خود (گلیم مشته)مشغول هستند. حال سوال اصلی این است که نقشه‌های ذهنی‌بافی‌گلیم‌هادر میان زنان ایل بهمئی چگونه شکل می‌گیرد؟ امید است با روش انسان‌شناختی و مردم‌شناسی هنر،از طریق کار دست زنان این منطقه به جواب این سوال رسید و این پژوهش با هدف معرفی و شناخت‌گلیم وگلیم منحصر به فرد آن‌ها به آنچه در ذهن بافنده می‌گذرد رسیده و به شناسایی ویژگی‌هاو عوامل موثر بر آن‌ها و ریشه‌یابی نقوش ذهنی گلیم بپردازیم. و همچنین به جمع‌آوری تمام نقوش دست بافته‌های که تا کنون بافته شده است که نشان از سلیقه و تنوع ذهن بافنده را به ما نشان می‌دهد برسیم. منطقه دیشموک در جنوب غرب کشور و از شهرهای کهگیلویه و بویر احمد است و ایل بهمئی متعلق به این منطقه می‌باشد که زنان ایل با محصول دامداری که پشم بوده به‌ منظور استفاده بهینه از سرمایه‌های ایل و برای رفاه و آسایش خانواده به گلیم بافی که‌یکی از صنایع دستی مهمی که در میان زنان ایلات مرسوم است

اوضاع سیاسی - اجتماعی سادات منطقه ی بهمئی در دوران قاجار و پهلوی. کارشناسی ارشد 1397. پدیدآور: مهرداد تک استاد راهنما: کشواد سیاهپور استاد مشاور: علی رضاییان. دانشگاه یاسوج
کهگیلویه معروف به رمیجان در پشت اصفهان و قسمت هایی از ولایت های اصطخر و شاپور خوره را شامل می‌شود و از یک سوی به بیضاء در فارس و از طرف دیگر به حدود اصفهان و از طرف مغرب به حدود خوزستان و در سمت دیگر به منطقه ی شاپور می‌رسد (ابن حوقل،39:1366) این ولایت بعد از حمله ی مسلمین هرچند جزء مملکت فارس به حساب می‌آمد و حکام عرب بر این منطقه حکومت می‌کردند اما با توجه به موقعیت جغرافیایی این منطقه مردمان هنوز به تقلید از پیشینیان خود به صورت کوچ نشینی روزگار می‌گذرانند و از لحاظ سیاسی تنها از سران ایل خود اطاعت می‌کنند. نخستین کسی که در قرن سوم از والی کهگیلویه و فارس نام می‌برد ابن‌خردادبه بود او فرمانروای این ولایت را جیلویه یا بازنجان معرفی می‌کند (تقوی مقدم،32:1377) کهگیلویه از قدیمی ترین و مهم ترین ولایت های فارس به حساب می آید و تا اواخر حکومت قاجار در واقع یکی از بزنگاه ها و شاهراهایی بود که تمدن های میان رودان(بین النهرین)را به ایالت پارس متصل می‌کرد، این ولایت از جمله بزرگترین مناطقی است که دارای دو اقلیم متفاوت گرمسیری در جنوب و مغرب و سردسیری در شمال و مشرق آن است(سیاهپور،125:1396) مملکت فارس شامل مناطقی چون اصطخر، دارابجرد، اردشیرخوره، شاپورخوره و قبادخوره می باشد که به همه ی اینها کوره های فارس گفته می شود اما با توجه به گذر زمان هنوز به نام های باستانی خود خوانده می شوند و سرزمینی که به استان کهگیلویه و بویر احمد معروف است جزء شاپورخوره به حساب می آید و به غیر از منطقه ی بهمئی گرمسیری بقیه ی مناطق استان جزء کوره های مذکور به حساب می آیند (ابن بلخی،121:1385) در زمان قاجار طوایف کهگیلویه و بویر احمد بیشتر به صورت ایلیاتی و کوچ نشینی زندگی می کردند و ایلات این ولایت عبارت از: بویر احمد، چرام، دشمن زیاری، نوئی، بهمئی، طیبی، شیرالی و یوسفی بودند (ستوده، 327:1385) اما ایلات کهگیلویه به دو دسته تقسیم می شود، ایلات چهاربنیچه و ایلات لیراوی و باز ایل لیراوی با توجه به موقعیت جغرافیایی به دو دسته ی لیراوی کوه یعنی قبایل ساکن کوه و لیراوی دشت یعنی قبایلی که در مناطق پست تر زندگی می کنند، اما لیراوی کوه، خود شامل چهار ایل می باشد ازجمله؛ ایل بهمئی، ایل شیرعلی یا خدرالی، ایل طیبی و ایل یوسفی که یکی از بزرگترین و مهم ترین ایلات لیراوی کوه در کهگیلویه، ایل بهمئی می باشد که از تیره هایی به نام احمدی و محمدی تشکیل شده است و بیشتر خوانین و بزرگان بهمئی از تیره ی محمدی هستند(فسایی، 1388: 1490) منطقه ی بهمئی در مغرب استان کهگیلویه و از شمال به خط الرأس کوه غارون از مغرب به خاک جانکی رامهرمز و از جنوب به حوزه ی بهبهان محدود می شود (افشارنادری،35:1391) با توجه به سیل عظیم اقوام بهمئی در دو دهه ی گذشته به استان همجوار خوزستان در واقع می توان گفت که مرزهای جغرافیایی آنها از سمت غرب نسبت به قبل رشد چشم گیری داشته است. ایلات بهمئی از گذشته تا به امروز بیشتر به صورت عشایری و کوچ رو زندگی می کنند (هنری لایارد و دیگران،64:1371) در میان ایلات کهگیلویه علاوه بر طوایف لر بهمئی ما از قدیم شاهد اقوام و طوایفی به نام سادات هستیم که در اصل از منشأ عرب می باشند و نسب خود را به امامان معصوم می رسانند و در میان مردمان بومی این منطقه از احترام خاصی برخوردار بودند، این سادات در دو منطقه ی بهمئی سردسیری و بهمئی گرمسیری سکونت دارند و به خاطر سابقه ی خویشاوندی با طوایف لر بهمئی جزء این طوایف به حساب می آیند، این سادات عبارت اند از: سادات رضا توفیق در منطقه ی طیبی سردسیری، سادات میر سالار در منطقه ی فارتق از توابع شهر دیشموک، سادات مشهدی میان مرز ایل طیبی و دشمن زیاری، سادات شیخ هابیل در منطقه ی پشته ی زیلایی از دهستان های بخش مارگون استان کهگیلویه و بویر احمد، سادات منیزوری در تنگ منیزور در منطقه ی ممبی بخش بهمئی گرمسیری، سادات حسینی دهدشتی در شهر دهدشت و سادات نورالدین عباس در منطقه ی رودشور و دم عباس در هفتاد کیلومتری شهر دهدشت از توابع بخش مرکزی شهرستان کهگیلویه (موسوی اصل، 1390: 27و26). اما سوال اینجاست که چرا سادات به ایران وبه این منطقه مهاجرت کردند؟ می توان گفت یکی از اصلی ترین دلایل مهاجرت سادات از خلافت اسلامی به این منطقه را تعصب هایی دانست که مردمان لر بعد از اسلام آوردن نسبت به خاندان پیامبر و ائمه ی اطهار داشتند از طرفی هم به خاطر موقعیت جغرافیایی این منطقه و نزدیکی به ولایت خوزستان و کشور عراق ودر امان ماندن از چنگال حکومت مرکزی باعث مهاجرت سادات به این منطقه شد. از آنجا که این سادات به تدریج با سنت های کهن این منطقه خو گرفته بودند همانند همه ی طوایف و طبق سنت هر طایفه ای بزرگ و ریش سفیدی برای خود انتخاب می‌کردند و در اصطلاح عامیانه به آن‌ها کاید (قاید) یا کدخدا و ملا می‌گفتند، این بزرگان علاوه بر رسیدگی به امورات طایفه ی خود به کارهای عام هم رسیدگی می‌کردند، غیر از سادات رضاتوفیق که معمولا به بزرگان خود (میر) می‌گویند که نشان از جایگاه ویژه ای بود که برای بزرگان خود در نظر می گرفتند به احتمال فراوان این واژه (میر) برگرفته از طوایف عربی است که ساکن خوزستان هستند که به بزرگان خود میر به معنی بزرگ یارئیس طایفه می گویند . می توان گفت که فرهنگ سادات با آداب و رسوم مردمان بهمئی ادغام شده و از لحاظ سیاسی، اجتماعی و فرهنگی به صورت متقابل بر همدیگر تاثیر گذاشتند و امروزه می توان طوایفی از سادات را مشاهده کنیم که به صورت عشایری و سنتی زندگی می کنند. این سادات به چنان درجه ای والا در نزد طوایف کهگیلویه رسیده اند که خوانین این ولایت برای سادات ارزش و احترام قائل بودند و در همین راستا برخی از این سادات به درجه ی کدخدایی در منطقه ی بهمئی رسیدند که انتخاب آن ها معمولا از طرف رجال سیاسی وخوانین بهمئی صورت می گرفت. روایات شفاهی فراوانی در رابطه با حضور سادات در عرصه های مختلف سیاسی، اجتماعی و فرهنگی در منطقه ی بهمئی به صورت نسل به نسل منتقل شده

برچسب: نویسنده: مریم مهدوی تاريخ: پنجشنبه 25 تير 1405 ساعت: 11:39

صفحه بندی